تبليغاتX
خسرو روزبه - لب راز دار من از ا-ط
درباره زندگی و اندیشه های خسرو روزبه
 لب راز دار من از ا-ط

لب راز دارمن

بشکن تنم -محال است زیر درد

رازی تو بشنوی زمن و همرهان من

بشکن تنم که نشکنم اخر من این سکوت

پیمان زندگی است سپرده لبان من

ان لب که بوسه زد علم خشم تو ده را

شلاق جور نشنودش ناله ها وراز

بر این لب کبود خموشی است پا یدار

تا روز رستخیز که گردد دوباره باز

بگذر تو ای فریب و بگوشم دگر مخوان

از تلخی شکنجه و شیرینی نجات

از بوسه های ما در و دلجوئی پدر

از خنده های کو دکم ان غنچه حیات

بگذر تو ای فریب و بدر پرده  دروغ

اغوش ما دری نبود جای خا ئنین

بر چهره سیاه و گنهکار یک پدر

فرزند زند جای خنده مشت اهنین

عصیان خامشی که بکار است راه ما ست

سرباز این وظیفه لب راز دار من

خلقی گرسنه هر شب خسبد به شام تار

اندر امید دیده شب زنده دارمن

قد رسای دار اگر در نبرد ما

زانبوه نعش مردم بیدار خم شود

یک دم گمان مبر که زطغیان این سکوت

مو جی فرو نشیند و این خشم کم شود

بس این اب شکسته که فردای قهر مان

در دامن سکوت تو پر ور ده می شود

خونین شو و دریده شو اما بیاد دار

اینده طلا ئی گستر ده می شود

|+| نوشته شده توسط محمو د نفیسی در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387  |
 
 
بالا