همپایه میدان به هزار و به کرورش
جاوید شد ان گرد که جان بهر وطن باخت
پرفخر شدان خلق که خسرو شده پورش
لرزید دل خصم که از چوبه اعدام
بشنید غریو سخن پر شر و شورش
بی مایه شد ان عربد ه اش نزد نهیبش
بی جلوه شد ان طنطنه اش نزد غرورش
اوبهره همت زسر ابر جهانید
دشمن به وحل مانده همه بارو ستورش
اوراه فنا رفت به چشمان گشا ده
زد خنده به خصم وطن و با طن کورش
ذیروز عدو سینه او خسته به پو لاد
امروز جهان گل بنهد بر سر گورش
در شهر شهیدان بود او خسرو جاوید
تابنده بر اطراف و طن منبع نورش
|
+| نوشته شده توسط
محمو د نفیسی در شنبه پنجم مرداد 1387
|