ادامه مطلب

ز سرو کهن خسرو روزبه
بهارا به یاد آر از آن سرو ناز
که افتاده هم سرفراز است باز
بیا تا مزارش پر از گل کنیم
چنین یادی از خون بلبل کنیم
باران(محمود نفیسی)
قوقولی قوقو
فرهنگ و ادب(عشق جاودان)
حزب توده ایران
گیله مرد
توده ای
فرهنگ و ادب (عشق جا ودان 2)
راه توده
پکیده
دانش سرخ
نوید نو
سلام سوسیالیسم
فرهنگ آرین پور
تریبون خلق
پیک نت
یاران ما
جرقه(محمو د نفیسی)
اذین داد
سهیل اصفی
هدیه ای برای خاک
زندانی
انجمن دوستداران طبری
دگردیسی
انتر نا سیو نال
جرقه
چا وشان نوزائی کبیر
دکتر امیر حسین ارین پور
حرف های گدا و فقیر
یا د داشت های من
پیک تو فان
![]()
طراح قالب:
رضا امین زاده
Powered By
BLOGFA.COM
ادامه مطلب
اینک می پرسم چه وجه اشتراکی بین انچه داده ام و انچه گر فته ام وجود دارد؟ طبعا نه تنها وجه
مشترکی ندارند بلکه درست متضاد و متنا قض ومباین یکدیگرند دادن درجه ی سر تیپی و گرفتن حکم
اعدام چه مشا بهتی می توانند داشته با شند؟ از اینجا ست که وجود یک عامل محرک نیرومندکه
همانا مردم دوستی و احسا سات و حسن نیت است ثا بت می گر دد بمقتضای و جود همین عامل
مقدس است که همه چیز داده ام و جانم را نیز به زودی خواهم داد و همه گونه نا ملا یمات و محرو میت
ها را تحمل کرده ام و خواهم کرد من این را یک فدا کاری و گذشت می دانم وهر گز نیز متا ثر نیستم
که نام خیا نت بر ان گذا شته شود اگر امروز هم من نمی توانم نظر دادرسان دادگاه را به حسن نیت
خودم جلب کنم- محکمه افکار عمو می که محکمه تا ریخ است سند برائت مرا صادر خواهد کرد
ولو اینکه استخوانم نیز خاک شده باشد
از ان به دیر مغانم عزیز می دارند
که اتشی که نمیرد همیشه در دل ما ست
مطالعه سطحی او ضاع کنونی جا معه ایران و مقایسه شرایط زندگی طبقات مختلف نمی تواند
موجب تا ثر و تالم انسان نگر دد. شکاف عمیق و عظیمی که بین طبقات مر فه و محروم جا معه
دیده می شود و روز بروز نیز ژرفتر می گر دد - هر انسان صا حب احساس را متا ثر و ملول می سازد
و بفکر وا می دارد
من احتیاج زیادی ندارم که و جود چنین عدم تعا دل و بی عدا لتی شگفت انگیزی را ثا بت کنم. این
چیزی است که مورد تصدیق همه است. وقتی وزیر جنگ مملکت فیلم زندگی ساحل نشینان خلیج
فارس را به معرض نما یش می گذارد و زرا و نما یند گان و سنا تور ها را به گریه وا می دارد- لابد فقر
و محرومیت شدیدی گزیانگیر اکثریت ملت ایرانست... دادرسان محترم تصدیق دارند که
اینها سا ختگی و جعلی نیست و مراجع رسمی کشور به صحت ان اقرار دارند و اعتراف هم
کرده اند
چندی پیش رو زنامه اطلا عات خبر داد که در شب تو لد حضرت حجت در همان شبی که مبا لغ
هنگفتی برای تز ئینات و مخارج جشن خرج شده است یک نفر مسلمان از گر سنگی مر ده
است و اقای جواهر کلام نویسنده ستون انتقادی این روز نامه هم مقا له ی مو ءٍثری در
این باره نوشت
ادامه مطلب
تبریک سا ل نو
فرا رسیدن نو رو ز بزرگ را به ایرا نیان سر تا سر جهان شا دباش
گفته- تندرستی - بهروزی و کا میابی و شا دمانی - همه انان را از
دا دار بزگ ارزومندم
امید وارم که هر روز شا ن نو رو ز باشد و نو رو زشا ن پیروز
(محمو د نفیسی نو روز ۱۳۸۸)
پس از زمستان بهار می اید
نیست تردید زمستان می گذرد
وزپی اش پیک بهار
با هزاران گل سرخ
بی گمان می ایذ.....![]()
![]()
![]()
![]()
...این ها جهات خصوصی قضیه بودکه من را به حزب تو ده ی ایران جلب کرد
و تر دیدی نبا ید داشت که محرو میت های شخصی زمینه مسا عدی برای
پذیرش این افکار ایجاد نمو ده است- ولی این محرو میت های خصوصی جز
نا چیزی از محر ک های با طنی من محسوب می شود - زیرا اگر من به خودم
می اندیشیدم و فقط منا فع خودم را در مد نظر داشتم هر گز نمی با یست دل
به طوفان بسپا رم - و وارد جریا نات سیاسی شوم و خطرات عظیمی را
استقبال کنم برای من دیگر دوران سختی سپری گردیده بود بتذریج مشغول
بهره بر داری از سوابق خد متی و تحصیل خود شده بودم .. اما به نظر من
زندگی فقط این نیست که انسان خوب بخورد و خوب بیا شامد و خوب بپوشد
انسان فقط تهیه کود حیوانی نیست . زندگی فقط این نیست که بکار بلع
اکسیژن و پس دادن انید کر بنیک بخورد بقول سعدی:
تن ادمی شریف است به جان ادمیت
نه همین لباس زیباست نشان ادمیت
اگر ادمی بچشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میا ن ادمیت
ادامه مطلب
شرح مبارزات من با رشوه خواری و فساد که منجربه انتقال یا بهتر
بگویم منجر به تبعیدم به اهواز شد بطور مختصر در پرونده های
محا کمات سال ۱۳۲۷ منعکس گر دیده است.. تا مهر ۱۳۲۴ با سمت
مربی و فر ماندهی انجام وظیفه می کردم و جمعا قریب دو هزار نفر
از افسران ارتش در کلاس های درس من شرکت داشته اند که اکنون
حد اقل در جا تشان سرهنگی است .. خود من نیز اگر چنین طو فانی
در زندگیم پیدا نمی شد حد اقل می تو انستم مثل هم دوره های
خودم از قبیل سرتیپ اسمعیل اسکو ئی و سر تیپ فریدون جم
در جه سر تیپی دا شته با شم من نسبت به ان رژیم تنفر عمیق و ا
اشتی نا پذیری پیدا کرده ام که به قیمت بد بختی- فقر - گرسنگی و
محرو میت هجده میلیون نفر از افراد ملت همه ی مواهب زندگی را
برای هزار خانواده ممتاز تا مین کر ده است.
ادامه مطلب
الف: کتابهای تخصصی و علمی - ---------------------------------
دوره ریا ضیات تخصصی رشته ی توپجانه- جلد اول
۲-دوره ریا ضیات تخصصی رشته ی تو پخانه - جلد دوم
۳- با لستیک دا خلی
۴- با لستیک خا رجی
۵-قنداق
۶- نقشه ی قنداق - جلد مکمل قنداق
۷-اصول علمی تیر اندازی - ادوات سبک علیه هدف های متحر ک
۸- دید بانی (اصول علمی )
۹-اتو مبیل
۱۰ - اصول علمی ادوات نور ی { اپتیک تو پخانه }
۱۱- محترقه ها
۱۲- تیر سا حلی
۱۳-رساله حل معا دلات درجه چهارم و در جه عالی از طریقه تفسیم تسلسل
۱۴-اصول نظری و علمی حل مسا ئل ساختن هندسه
ادامه مطلب
در دورانی که من بزرگ می شدم و به تحصیل پردا خته بودم وضع ما دی پدرم بسیار بد بودولی با وجود تنگدستی مفرط خود کو شش داشت که من به تحصیلات خود ادامه دهم...من چون به وضع پدرم و درجه فداکاری او اگاه بودم سعی می کردم هرچه ممکن است دوران تحصیل را کو تاه تر کنم و نگذارم بیش از این تحمیل به او بشود.باین جهت دوران شش ساله دبیر ستان را در در ظرف چهارسال بپا یان رسا ندم...همواره شا گرد اول بودم امتحان نها ئی را با معدل ۵۵/۱۸ گذراندم و بدریا فت دیپلم علمی نا ئل شدم. من بطور مخصوصی به ریا ضیات عشق و علاقه وا فری داشتم...بارها اتفاق می افتاد که دبیر از حل مسئله ای عا جز می شد و وقتی من راه حل ان را پیدا می کردم در زیر ورقه می نوشت :"صدقنا"...در کلاس پنجم متوسطه که بودم رسا له ای درزمینه حل معا دلات درجه ی چهارم و درجات عالی از طریق تقسیم تسلسل نوشتم وبه کمک ان مسا ئل شیخ بها را که بر معا دلات درجه عالی منتهی می گردد. حل کردم.نظر به این که شرایط ما دی پدرم اجازه نمی داد در شعبه ریا ضیات دانشکده علوم تحصیل کنم تصمیم گر فتم وارد خدمت ارتش شوم هیچکس نمی تواند پیش بینی کندکه اگر من در رشته ی ریا ضی به تحصیلات خود ادامه می دادم اکنون چه سر نوشتی داشتم - ولی مسلم این است که استعدادی برای پیشرفت در تحصیل ریا ضی در من وجود داشت ونا شکفته پژمرده شد وبدون تردید این سر خوردگی نا شی از تضییقات شرایط ما دی زندگی نمی توانست در من ایجاد نفرت نکند ونسبت به اصول سر مایه داری که مادر همه ی بدبختی های کنونی جامعه است بدبین و متنفر نگردم...بطور کلی مجمو عه ی تا لیفات و تر جمه های من و از حیث کتب تخصصی نظا می و علمی و ادبی و سیاسی وشطرنج مشتمل بر ۳۶ جلد است:
ادامه مطلب
خسرو روزبه به روایت خسرو روزبه
رفیق خسرو روزبه قهرمان ملی
تولد ۱۲۹۴
شهادت ۲۱ لردیبهشت ۱۳۳۷
داد رسان محترم ملاحظه می فرما یند
که اگر عاشق و شیفته ی رژیم سو سیالیسم
هستم با تمام عقل و شعورو منطق و درایت خود
برتری اصول انرا بر سایر رژیم ها احساس کرده ام
ومحرک من وهر عملی که انجام داده ام ارزوی
تحقق این اصول و بالنتیجه ایجاد بنای نوین برای
جامعه ایران و سرانجام تامین و سرانجام تا مین
و سعادت و رفاه و سر بلندی و ازادی و شرف ملت
عزیزم بو ده است.ممکن است کسانی که مرا
نمی شنا سندوقتی این طومار اتهامات گو نا گون
را علیه من بخوانند پیش خودشان بگوینداین دیگر
چه مو جودی است چرا مرتکب این همه جرم شده
است؟ولی وجدان و شرف من که سخت به ان پای بندم
گواه وشاهد ان است که هرگز عملی بخا طر تامین منافع
شخصی خود نکرده امو حتی منافع شخصی خودم را در
پاره ای از موارد زیر پا گذاشته ام.
ادامه مطلب
خسرو روزبه و امثال او خواهند مردولی به هر تقدیر راه حزب تو ده ایران تعقیب
خواهد شدو به ثمر خواهد رسید...اری هر گز حدیث عشق به پا یان نخواهد
رسید کسانی عمر خود را بر سر این ما جرا فدا خواهند کرد ولی سر انجام از
خون ان ها لاله خواهد دمید ....حرب تو ده ایران به تو صیف دوست و دشمن
بزرگترین -اصو لی ترین-و متشکل ترین حزب دوران مشرو طه است. از اول
شهریور ماه ۱۳۸۷ (خسرو روزبه به روایت خسرو روزبه ) در چند قسمت به
دوستداران این قهر مان ملی تقدیم خواهد شد.
لب راز دارمن
بشکن تنم -محال است زیر درد
رازی تو بشنوی زمن و همرهان من
بشکن تنم که نشکنم اخر من این سکوت
پیمان زندگی است سپرده لبان من
ان لب که بوسه زد علم خشم تو ده را
شلاق جور نشنودش ناله ها وراز
بر این لب کبود خموشی است پا یدار
تا روز رستخیز که گردد دوباره باز
بگذر تو ای فریب و بگوشم دگر مخوان
از تلخی شکنجه و شیرینی نجات
از بوسه های ما در و دلجوئی پدر
از خنده های کو دکم ان غنچه حیات
بگذر تو ای فریب و بدر پرده دروغ
اغوش ما دری نبود جای خا ئنین
بر چهره سیاه و گنهکار یک پدر
فرزند زند جای خنده مشت اهنین
عصیان خامشی که بکار است راه ما ست
سرباز این وظیفه لب راز دار من
خلقی گرسنه هر شب خسبد به شام تار
اندر امید دیده شب زنده دارمن
قد رسای دار اگر در نبرد ما
زانبوه نعش مردم بیدار خم شود
یک دم گمان مبر که زطغیان این سکوت
مو جی فرو نشیند و این خشم کم شود
بس این اب شکسته که فردای قهر مان
در دامن سکوت تو پر ور ده می شود
خونین شو و دریده شو اما بیاد دار
اینده طلا ئی گستر ده می شود
تاریخ که بر باد رود رنج و سرورش
نازد به سزا وار به گر دان غیو رش
یک گرد که درمعبد تاریخ فنا گشت
همپا یه به میدان به هزار و به کرورش
جاوید شد ان گرد که جان بهر وطن با خت
پر فخر شد ان خلق که خسرو شده پورش
لرزید دل خصم که از چوبه اعدام
بشنید غریو سخن پر شر و شورش
بی مایه شد ان عربده اش نزد نهیبش
بی جلوه شد ان طنطنه اش نزد غرورش
او باره همت زسر ابر جهانید
دشمن به وحل مانده همه بار و ستورش
او راه فنا رفت به چشمان گشا ده
زد خنده به خصم وطن و با طن کو رش
دیروز عدو سینه او خسته به پو لاد
امروز جهان گل بنهد بر سر گو رش
در شهر شهیدان بود او خسرو جاو ید
تا بنده بر اطراف وطن منبع نورش
ادامه مطلب
گل پو لاد
گوش می دارد که باز از دل ان ویرانه
از بر خانه مخروبه صلح
از پس و سر در بشکسته کانون جوانان
دلیر
ازبن هردل اشفته بر اید اواز
ونه اواز - سرود
بانگ بنیاد جهانی بهتر
غرش فتح دگر باره سر اینده و پر اواتر
که بر ان باد درود
اهن تفته نبا شد دل بیدار
که هست
احسان طبری-نامه مردم دوره دوم -سال اول شماره ۱۱-۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۸
ادامه مطلب
زیادی از محصول کا ر و رنج یک ساله زارع را بنام بهره ما لکانه تصا حب می
کنند . در نتیجه شدت مبارزه طبقات سر مایه داران و ما لکین بزرگ بهم
نزدیک می شوندوبر علیه پر و لتاریا مبارزه می نما یند.ما بین سر مایه دار
و پرو لتاریا دستجات مختلف دیگری هم وجود دارند که بطور کلی انهارا
سر ما یه دار کو چک یا پتی بور ژوا می نامند. مثل تجار کو چک- پیشه وران
ما لکین درجه دوم دهاتی بیش از سا یرین مورد تو جه هستند.زیرا اینان از
یک طرف به سر ما یه دار ها مربوط می شوند و از طرف دیگر به پرولتاریا
منتهی می گردند.در جائی که سر ما یه داری رشد نکرده است . زارعین
باید متحمل دو فشار شوند. یکی از دست سر مایه دار ها و دیگری از دست
بازماند گان رژیم فئو دا لیته . هر قدر سر مایه داری تو سعه یابد خود بخود
یا این ما لکین در جه سوم ور شکست شده و بطرف پرو لتا ریا می روند
(اغلب او قات این قضیه پیش امد می کند.) و یا بندرت صا حب ثروت گشته
و چیز دار می شوند به استثنای دوره اشتراک اولیه در تمام ادوار تاریخی
طبقه وجود داشته است مثلا در دنیا ی قدیم از یک طرف طبقه غلام و برده
و از طرف دیگر طبقه خداوندان برده و صا حبان غلام دیده می شود
ادامه مطلب
این رلها و منا سبات و روابط در هر دوره از تا ریخ با قوانین مو ضو عه تثبیت و تحکیم می گردد.دو طبقه متضاد و مختلف المنفعه طبقاتی را می گویندکه پا یه های اقتصا دی انها مخالف یکد یگر بو ده و یکی حق دیگری را غصب نماید. پس شرایط اساسی مو جو دیت بقرار زیر است.
۱-رل و مقام طبقات در تولید عمو می
۲-روابط انها نسبت بو سا ئل تو لید
۳-حق و حصر انان از تو لید عمومی
شرط اخیر به دو شرط اول و ابسته و مربو ط است
ادامه مطلب
حزب شود رهبر و من در رهش
نیک بکوشم که بوم همر هش
مفتخرم من به چنین حزب کو
خاستگه نخبه فرزانگه او
با د درودم به چنان حزب کان
گرد هزاران چو بپرورد ان
"حال رسیدم چو به پایان ره
عزم کنم جزم در این جا یگه"
نقد شرف بر سر هستی گرو ست
حکم به اعدام مر ا پیش روست"
روی سخن کرد به ان بز دلان
ادامه مطلب
پنجاه سال پس از
تیر باران
خسرو روزبه
تهران ۱۰/۲/۱۳۸۷
سیا وش بر مکی
از پس ان روز که پنجاه سال
کشته شده خسرو نیکو خصال
خا طره اش گشت فرا یاد من
قصه ان روزبه پیلتن
قصه جان دادن و پیکار او
ان چه که داده است بدو ابرو
جان گرانمایه بدان فدیه کرد
هیچ نرفت از سر پیمان مرد
یاد من امد همه اما ج او
ان ستم و هستی تاراج او
روزبه ان گرد ستم دیده است
شاخ گل باغ خزان دیده است
جان من از خا طره اش رستخیز
اشک من از چشم شده گونه ریز
هر چه کنی یاد هم او را سزاست
یاد چنان گرد چنین پر بهاست
ادامه مطلب
بخش سوم - فسمت پا یا نی
در دوران فو ق العاده کنونی - جنبش مردمی میهن ما و مبارزات نسل نو جنبش کا رگری و کمونیستی ایران به چنین ارمان گرا ئی منطقی و علمی به قول زنده یاد احسان طبری
"تخیل و رویا نیست" سخت نیازمند هستند در عر صه جهانی - تبلیغات زهر اگین و سراسردروغ سر مایه داری جهانی "از مرگ" سجا یا و صفات عالی انسانی دم می زنند و بر فرد گرائی پوچ و نفرت انگیز مبتنی بر پول سنتی و مصرف گرائی و مقام طلبی تا کید می کنند و در عرصه داخلی نیز رژیم سیاه و واپس مانده ولایت فقیه مروج ریا کاری و سود جوئی در بدترین و زشت ترین اشکال انست. هم امپر یا لیسم و هم ارتجا ع می کوشند با توسل به امکانات گسترده خود هما نند رسا نه های همگانی و نظایر ان مبارزه برای سعادت انسان و زمان گرا ئی و دانش انقلابی و علمی رااموری مربوط به گذشته و"مرده" قلمداد کنند. درست در چنین مقطع زمانی اموختن از خسرو روزبه و زندگی و پیکار او را سر مشق قرار دادن اهمیت بسیاری دارد
ادامه مطلب
بلکه به یکباره منقلب شدم طو فان عظیمی اعصاب و رو حم را تحت استیلا ی خود گرفت فکر محدود خدمت های جز ئی را بکنار گذاشتم وتصمیم گر فتم که کا ر را از ریشه و اساس اصلا ح نمایم تا به بذ بختی میلیون ها نفر از هم میهنانم پایان بخشم.من در عقیده خود صا دق هستم و هیچگونه کو ته نظری و الایشی در ان دیده نمی شود . من با کمال خلوص نیت و بدون تو جه به منا فع شخصی و بدون پروا از مرگ جانم را در کف اخلاص نهاده ام تا به مردم خدمت کنم.." در بخش دیگری از این دفا عیات قهر مان ملی ایران با صرا حت تا کید می کند:" مطالعه سطحی او ضا ع کنونی جا معه ایران و مقایسه شرایط زندگی طبقات مختلف نمی تواند موجب تا ثر و تا لم نگر دد شکاف عظیمی که بین طبقات مرفه و محروم جا معه دیده می شو د روز به روز ژرف تر می گر دد. هر انسان صا حب احساس را متا ثر و ملول می کند و به فکر وا می دارد ... من شک ندارم که هیچ انسان شرا فتمندی نمی تواند این همه بد بختی ها را به بیند و احساس کند ولی نسبت به منشا ء ان که اصول سر ما یه داری است دشمنی اشتی پذیر پیدا ننما ید.." خسرو روزبه در ادامه دفا عیات با سر بلندی اعلام می دارد:
ادامه مطلب
ارمان پرستی انقلابی ما ر کسیستی تخیل و رویا نیست.علم است -و ارمان پرست انقلابی مار کسیست رویا با ف نیست-سیاستمدار خردمند واقع بین و فدا کار -معمار بصیر زندگی نوین انسا نی در شکل مشخص و قابل تحقق تاریخی ان است.واز تلاش خود نتیجه های فزونتر از مقدور نمی خواهد واگر هم دست نداداز تلاش باز نمی ایستد! احسان طبری درسپیده دم ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۳۳۷- قلب پر شور و سر شار از عشق رفیق خسرو روزبه - عضو کمیته مر کزی حزب تو ده ایران - و قهر مان ملی ایران اماج گلوله های گز مگان رژیم بر امده از کو دتای امریکا ئی- انگلیسی ۲۸ مر داد قرار گرفت. واز تپش باز ایستاد وبدین سان نام این رزم اور دلیر زحمتکشان ایران به تاریخ پر حماسه و غرور افرین پیکار خلق های ایران بر ضد ستم و بیداد گری پیو ست!
ادامه مطلب
درس های پیکار
هیچ خلقی از بندگی اسان نرست
تا کمر بر محو اهریمن نبست
خصم بدکردار از زرین سریر
کی به میل خویشتن اید بزیر
زر و اهن خادم در گاه اوست
کشتن و نا بود کردن راه اوست
محبس ودژخیم و قاضی دارد او
صد هزاران عبد راضی دارد او
ارنجاع دیو خو ـدربان او
دیو استعمارـپشتیبان او
می توان با این ستمگر سا خت؟نی
می توان از وی به خود پرداخت؟نی
تا شود شام سیه -صبح سپید
کی پدیدار اورد نور امید
...
ویا ران خلق از ان خود نیستند
انسان توده ای
ویاران خلق از ان خود نیستند
هستی سپری راوقف خلق می کنند
از دره امروز-به سوی قله فردا نگران
در دخمه های امروز مد فون نمی شوند
باروت محرک انها-شور سطحی نیست
شعور عمقی-خرد تاریخ است
نه از شکست ها-نا امید
نه از نفرین ها- طیره
همیشه می اموزند:
"سراسر زندگی دبستان امو ختن است"
کا رشان خود اموزی است
در گستر ده دانش و فضا ئل انسا نی
تا داننده با شند و فروتن
شیدای زندگی و طبیعتند
ولی هر گاه وظیفه فرا خواند:
از ایثارروی بر نمی تا بند
برای سنجش عیار خود و بهای دیگران
دیدگانی نهان بین دارند
به تکلیف خود و حق دیگران اشنا
به ان یک عمل می کنند
وبه این یک پاس می گذارند
ابریشم اهنین:نرم ومهربان در رفتار
وسخت و عنوددر سنگرعقاید
انان را از پیش سا خته اند
که خویشتن-خویش را می سا زند:
با شکیب و تکرار
با جهاد اکبر
با سلوک عا رفانه
تا خرد واراده و خود داری و انضباط را فرا گیرند
وترس و درد واندوه ونومیدی را دست اموز سازند
وبه انسانی نو بدل شوند
انسانی والا- انسانی شگرف
انسان توده ای
۱۳۵۸-ا-ط
درستون مجالس تر حیم در روزنامه اطلا عات اعلانی دیدم:
اه می شنا سمش: ان مر حوم هم شهری و دوست روزبه بود
مردی خاموش-هراسنده و بی طرف
تبعه ایده ال برای شا هنشاه و سا واک
که می کو شید از خطر بگریزد تا
بیشتر زندگی کند
در واقع نیز موفق شداز روزبه چند سالی
با لرزه -با تسلیم- با پذیرش زبونی
بیشتر زنده باشد
ولی او سر انجام مرد
وبا مر گش
زندگی هراسان و کو چکش
برای ابد پا یا ن یافت
ولی خسرو درست با مرگ -زندگی دوم را اغازید
از زندگی نخستین تا بناک تر و پر خون تر
از گوشه اکنون بیرون جست
وافق جهان و تاریخ را تسخیر کرد
مردی به زانو در امد تا زندگی رابه مرگ بدل کند
ومردی بپا خاست تا مرگ را به زندگی جا ودانه
ویژه نامه دنیا- ا.ط فروردین ۱۳۵۷
مردی-که توده از تن و جانش-توان گرفت
شمعی-که در سکوت شب ما - زبان گرفت
شا یای حر مت است-درنگی به خاک دوست
خاکی که افتاب -دران اشیان گر فت
فرا رسیدن نو روز با ستانی را به همه ایرا نیان سراسر جهان
شا دبا ش گفته و تندرستی و بهروزی همه انان راخواستارم
و امید وارم نو روز شان پیروز باشد وهر روزشان نوروز
(محمود نفیسی)
یک نوع روابط و شرایط تولید و مصرف بوده و صا حب منا فع مشتر کی باشند
یعنی رل انها در تو لید اجتما عی و روابط انان نسبت بوسا ئل تو لید( ماشین الات)
ورل انها نسبت بکار و زحمت عمو می و روابط انان در تقسیم ثروت متشا به و یک نواخت باشد.
ادامه مطلب
منطق ونوامیس طبیعی حکم می کندکه بالاخره
اصول نو جایگزین اصول کهنه خواهدشد.
وبشراز فشارطاقت فرساو ظا لمانه امپر یا لیزم
نجات خواهد یا فت.ولی بر هر فر دجهان بین و
تحصیل کرده ای فرض است که نسبت به این دو
ایده نظر مثبت خودرا معین کندونسبت بعلوم
و ادبیات و فلسفه وموسیقی انهابدیده حقیقت
بین و درستی بنگرد.
یک مرد تحصیل کرده که عضواجتماع است.
نمی تواندنسبت به این قضایابی اطلاع باشد
و نظر مثبتی برای خود اتخاذ ننما ید.
ممالک شرقی که اقتصادیات انها هنوز رشد
کافی نکرده وامپریا لیزم اروپائی و امریکائی
مانع تکامل و ترقی انها گر دیده است با وضع
مشکل تر و شرایط مسا عد تری رو برو هستند.
زیرا این ممالک هنوز در پله های پا ئین تمدن
زیست می کنندوبا ید از یکطرف با فئو دا لیزم
دا خلی خود و از طرف دیگربا سیاست استعمار
اروپا ئی و امریکا ئی مبا رزه نما یند.ولی در
مقابل در کوششی که برای احیای استقلال خود
می کنند نهضت های سو سیا لیستی دنیا
پشتیبان انها ست.
بنا براین بر هر فرد تحصیل کرده و مخصوصا روشنفکر
ومبارز ممالک مشرق زمین واجب است.که جهان بینی
مخصوصی داشته با شدورویه مثبتی از مبا رزات اجتما عی
خود اتخاذ کند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ملت و ملیت ----------- تعریف<<ملت عبارت است از عده ای از افراد بشر که در نتیجه یک سلسله عوامل تا ریخی در سر زمینی دور هم جمع شده و به زبان وا حدی سخن میگویندو با داشتن رو حیه مشترک با یکدیگر منا سبات اقتصا دی نز دیکی دارند.>> پس ملت اجتماع معینی از مردم است که تنها روی پا یه نژا دی و طا یفه ای بو جود نیا مده است. ملت امروزه ایتا لیا از رومیها-ژرمنها-یو نا نیها-عربها-و غیره بو جود امده است. ملت امروز فرانسه از گلها -رومیها-و غیره تشکیل می شود ملل المان و انگلیس هم به تفاوت از نژاد های مختلفی تر کیب شده اند. پس ملت از یک نژاد و طا یفه تشکیل نمی شود بلکه در دوران تاریخی از اجتماع معین مردم بوجود میاید. همچنین دولت های بزرگ مثل دولت اسکندر و غیره را نمی توان ملت نا مید و تنها کلمه دولت را باید با نها ا طلاق کرد. دولتی که بزور جنگ در مدت کوتاهی طوایف و نژاد های مختلف را در تحت تسلط خود می گیرد و پس از چندی از دست می دهد.از ترکیب انها نمی تواند ملت واحدی بو جود اورد . این نوع اجتما عات پا یه و اساس ثا بتی نداشته و پا بر جا نیست. بلکه امکان تحول و تغییر ان دائما متصور است.
