در دورانی که من بزرگ می شدم و به تحصیل پردا خته بودم وضع ما دی پدرم بسیار بد بودولی با وجود تنگدستی مفرط خود کو شش داشت که من به تحصیلات خود ادامه دهم...من چون به وضع پدرم و درجه فداکاری او اگاه بودم سعی می کردم هرچه ممکن است دوران تحصیل را کو تاه تر کنم و نگذارم بیش از این تحمیل به او بشود.باین جهت دوران شش ساله دبیر ستان را در در ظرف چهارسال بپا یان رسا ندم...همواره شا گرد اول بودم امتحان نها ئی را با معدل ۵۵/۱۸ گذراندم و بدریا فت دیپلم علمی نا ئل شدم. من بطور مخصوصی به ریا ضیات عشق و علاقه وا فری داشتم...بارها اتفاق می افتاد که دبیر از حل مسئله ای عا جز می شد و وقتی من راه حل ان را پیدا می کردم در زیر ورقه می نوشت :"صدقنا"...در کلاس پنجم متوسطه که بودم رسا له ای درزمینه حل معا دلات درجه ی چهارم و درجات عالی از طریق تقسیم تسلسل نوشتم وبه کمک ان مسا ئل شیخ بها را که بر معا دلات درجه عالی منتهی می گردد. حل کردم.نظر به این که شرایط ما دی پدرم اجازه نمی داد در شعبه ریا ضیات دانشکده علوم تحصیل کنم تصمیم گر فتم وارد خدمت ارتش شوم هیچکس نمی تواند پیش بینی کندکه اگر من در رشته ی ریا ضی به تحصیلات خود ادامه می دادم اکنون چه سر نوشتی داشتم - ولی مسلم این است که استعدادی برای پیشرفت در تحصیل ریا ضی در من وجود داشت ونا شکفته پژمرده شد وبدون تردید این سر خوردگی نا شی از تضییقات شرایط ما دی زندگی نمی توانست در من ایجاد نفرت نکند ونسبت به اصول سر مایه داری که مادر همه ی بدبختی های کنونی جامعه است بدبین و متنفر نگردم...بطور کلی مجمو عه ی تا لیفات و تر جمه های من و از حیث کتب تخصصی نظا می و علمی و ادبی و سیاسی وشطرنج مشتمل بر ۳۶ جلد است:
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط
محمو د نفیسی در سه شنبه دوم مهر 1387
|