
ز سرو کهن خسرو روزبه
بهارا به یاد آر از آن سرو ناز
که افتاده هم سرفراز است باز
بیا تا مزارش پر از گل کنیم
چنین یادی از خون بلبل کنیم
باران(محمود نفیسی)
قوقولی قوقو
فرهنگ و ادب(عشق جاودان)
حزب توده ایران
گیله مرد
توده ای
فرهنگ و ادب (عشق جا ودان 2)
راه توده
پکیده
دانش سرخ
نوید نو
سلام سوسیالیسم
فرهنگ آرین پور
تریبون خلق
پیک نت
یاران ما
جرقه(محمو د نفیسی)
اذین داد
سهیل اصفی
هدیه ای برای خاک
زندانی
انجمن دوستداران طبری
دگردیسی
انتر نا سیو نال
جرقه
چا وشان نوزائی کبیر
دکتر امیر حسین ارین پور
حرف های گدا و فقیر
یا د داشت های من
![]()
طراح قالب:
رضا امین زاده
Powered By
BLOGFA.COM
هرگاه زندگی خسرو رااز اغاز تا پا یان بر رسی کنیم می بینیم که بیشتر سا ل ها و بهترین سا لهای زندگی او یا در زندان و یا در زندگی مخفی گذشته -او با یک دنیا حق شنا سی کسا نی را که به او کمک کر ده بو دند در یا د دا شت و از انها اگر چیزی می گفت توام با احترام و دوستی بو د در دوران پس از کو دتای زاهدی در ان خانه سه اتا قی که ما دا شتیم و پیمان هم با ما بو د خسرو هم می امد باید پرسید که در ان خانه کو چک چگو نه زند گی می کردید؟در سختی انسان خیلی زو د به همه چیز خو می گیرد و راه برای زند گی را پیدا می کند و خسرو هم در همان اتا ق همگا ن می خو ابید و گا ه می شد که شما ر ه ی میهما نان و پنا هند گان از این هم بیشتر می شد به اندازه ای که شو هرم برای خوا بید ن نا گزیر بو د رو ی میزی که در با غچه بو د به خو ابد و رو ز هم که همه با هم بو دند یکی از این رو زها بو د که خسرو نا گهان با خنده ای گفت:در دنیا دو افسانه بیشتر نیست یکی افسانه من و دو می افسا نه شما . با تعجب او را نگا ه کر دم او با ز دنبا ل کر د :افسا نه دختر سر هنگ حاتمی را چون دختر خو د دو ست دا رم . ان شب که ان خا نو اده از تهران می رفتند افسا نه در اغو ش من به خو ا ب رفت او افسانه من است و افسانه تو راهم ند ید ه دو ست دا رم. وباز خند ید و گفت:غیر از این دو دختر کسی نبا ید نام دختر خو د را افسا نه بگذا رداز این دو شروع شده به این هم با ید تمام شو د. در این دو ران فشار از هر سو زیا د تر می شد و خطر هم در هر خانه ای کمین کر ده بو د . خسرو بازهم بیشتر به ما نزدیک شد هفته ای یکبا ر شبها دو ر هم کتا ب می خو اندیم و کو شش می کردیم کتب حزبی را دسته جمعی مطا لعه نما ئیم خسرو در این موا رد بیش از اندا زه فرو تن بو د و می کو شید هم چون نو امو زی بخواند و چیز یا د بگیرد و هر گز ندیدم که بر دانش خود تکیه کند و به ان ببا لد.پیمان -هنگا می که خسرو با ما بود شو هرم با احترامی بسیار زیاد با او رفتار می کرد و اگر خسرو چیزی می گفت و یا در با ره کا ری ایراد می گرفت او ارام گو ش می داد و سر فرود می او رد این رو ش او با خسرو برای من بسیا ر شگفت انگیز بو د پیمان خسرو را چو ن رهبری ار جمند می شمرد و می دانست که ایراد و یا گفته های او بر پا یه درست حزبی است
دراین دو ران تمام نیرو یش را مصرو ف گسترش تشکیلات افسران ازادیخواه ایران و تا لیف و تر جمه نمود .فروردین سال ۱۳۲۷ مجددا روزبه دستگیر و با انکه از ارتش اخرا جش کرده بو دند به محکمه نظامی تسلیم شد. ارتجاع که با سر کو ب و حشیانه جنبش دمو کراتیک اذربا یجان و کردستان - این بار هار تر و درنده تر به شکا ر ازا دیخو اهان دست زده بود قصد نا بو دی روزبه را داشت دادستا ن نظامی برای او تقا ضای اعدام کرد . ولی این همه ذره ای از جسا رت وتهور ذاتی روزبه نکا ست.مغرو رتر و مطمئن - در برابر دا دگاه از اصو ل عقا ید خود - از علا قه به مردم و میهنش دفا ع کرد با هزان زبان اعتراض - مفا سد درو ن ارتش و دستگاه دو لتی را افشاءنمو د . و به اتهامات زشت کیفر خو است پا سخ گفت. در جریان این دادرسی فر ما یشی - تضییقات بی شما ر برای رو زبه فراهم گردید . دادگاه اجا زه نداد دفا عیات خو د را به پا یان برسا ند . اما رو زبه چنان او ازه نیک و حسن شهرتی دا شت که حتی از جانب مخا لفان سیاسی خو د هم پشتیبانی می شد.نما یندگان مجلس و ارباب مطبو عات به اعمال فشار علیه او به شیو ه های مختلف اعترا ض کردند .شاه می خو است روزبه را در برابر خو د به زانو در او رد -ولی نه فقط ان زما ن بلکه هر گز در این قصد پلید خو ذ تو فیقنیا فت.شاه در این ارزو برای ابد نا کام ماند.فشار افکا ر عمو می و وجود دمو کراسی نسبی - نقشه او را عقیم گدا شت و دادگاه جر ئت نکرد حکم اعدام صادر کند. رو زبه را به ۱۵ سال زندان محکو م کرد ند. این محکو میت شدید اعتراض همگا نی را بر انگیخت .این محاکمه روزبه را بیش از پیش در قلوب و اذهان جا ی داد.روزبه قریب ۳ سال در زندان ماند و در اذر سا ل ۱۳۲۹ به همت یاران خو د همراه با عده ای از رهبران حزب از زندان گریخت . سومین دو ره زندگی مخفی روزبه اغاز شد.زندگی مخفی رو زبه در این دو ران - با او ج جنبش ضد امپر یا لیستی و ضد ارتجا عی مردم همراه بو د . محور مر کزی فعا لیت رو زبه و یا رانش در این زمان - گسترش سا زمان افسران ازا دیخواه بود
